فیلم مسیر سبز یا green mile

خرید بک لینک

امکانات وب

پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۰ | 14:35 | حسین زهرابی -

درام The Green Mile یکی از بهترین فیلمهای کارنامهی تام هنکس است. همراه نقد فیلم زومجی و بررسی این فیلم باشید.

green mile

استیفن کینگ قبل از اینکه به عنوان سلطان وحشت مشهور باشد، به عنوان سلطان داستانگویی ستایش میشود و فرانک دارابونت هم بیشتر از هرچیزی به خاطر کارگردانی اقتباسهای وفادارانه و دقیقش از کتابهای کینگ شناخته میشود. داستانهای کینگ شاید پیچیدهترین و عمیقترین و فلسفیترین داستانهای موجود نباشند، اما همیشه جزو «قصه»ترین داستانهایی هستند که در عمرتان خواهید خواند. قصههایی که دوست ندارید از شنیدن آنها دست بکشید و اگر از اقتباس استنلی کوبریک از «درخشش» که منبع اقتباس را به کلی تغییر داده بود و به چیزی بهتر تبدیل کرده فاکتور بگیریم، دارابونت به عنوان تنها کسی شناخته میشود که هر سه کاری که از روی کتابهای کینگ ساخته به کلاسیکهای عامهپسندِ بلامنازع سینما تبدیل شدهاند. اقتباسهایی که بدون اینکه از مرزهای مضمون کتاب خارج شوند، اتمسفر و حرف اصلیشان را موبهمو به پردهی سینما منتقل کردهاند و در زمینهی «رستگاری شائوشنگ» و «مـه» با فیلمهای به مراتب قویتری نسبت به منابع الهام طرف هستیم. بنابراین با این توصیفات میتوان تصور کرد که هروقت این دو نفر با یکدیگر همکاری کردهاند، نتیجه به آثار فراموشناشدنی و موفقی تبدیل شدهاند.

قبلا بهطور مفصل دربارهی «رستگاری شائوشنگ» حرف زدهایم، اما اینبار میخواهم یکی دیگر از فیلمهای اشکآور اواخر دههی ۹۰ را از زیر خاک بیرون بکشم و داغ دل طرفداران جان کافی را تازه کنم! کسی که به قول خودش که خیلی هم روی آن اصرار دارد، اسمش یادآور نوشیدنی قهوه است، اما فقط به همان شکل نوشته نمیشود! و آن فیلم چیزی نیست جز «مسیر سبز». دومین اقتباس فرانک دارابونت از روی یکی دیگر از رمانهای کینگ که خود این نویسنده آن را بهترین اقتباسی که از روی کتابهایش ساخته شده میداند و درست مثل «شائوشنگ» جادوی کینگ/دارابونت در همهجای آن یافت میشود. فیلمی که بهشخصه آن را بیشتر از «شائوشنگ» دوست دارم. نمیدانم، شاید به خاطر اینکه به عنوان کسی که خورهی داستانهای ماوراطبیعه/ترسناک است، «مسیر سبز» بیشتر به سلیقهام میخورد و شاید به خاطر اینکه کتاب کینگ را جلوتر از فیلم خواندهام و در کتاب با داستان به مراتب قویتری نسبت به «شائوشنگ» طرفیم. حقیقت این است که در کتابهای غیرترسناک کینگ هم رگههایی از وحشت پیدا میشود و چنین چیزی کاملا دربارهی «مسیر سبز» هم صدق میکند.

اگرچه به هوای فیلمی دربارهی ماجراهای یک سری نگهبان زندان و محبوسان بند اعدام به تماشای «مسیر سبز» مینشینیم، اما فیلم وارد تونلهای تاریکی میشود که تماشاگرانی که این نویسنده و این کارگردان را به خاطر دیگر درام زندانمحورشان میشناسند شوکه میکند. اگر داستان زندانی شدن نابهحق اندی دوفریس و تلاش ۲۰ سالهی او برای فرار، به پیروزی امیدواری ختم میشود و در ستایش چنگ انداختن به امید در تاریکترین لحظات است، «مسیر سبز» دنیای به مراتب ترسناکتر و متاسفانه به مراتب باورپذیرتری را به نمایش میگذارد. درست برخلاف «شائوشنگ» که همیشه شوخیهایی جسته و گریخته و لحظات زیبایی مثل موسیقی کلاسیکی که اندی برای زندانیان پخش میکند وجود دارند تا سختیها را تلطیف کنند، در «مسیر سبز» خبری از این زیباییها نیست. در عوض از اول تا پایان فیلم با فستیوال غم و اشک و اندوه و مرگ طرفیم. اگر در «شائوشنگ» زندان با تمام اتفاقات بدی که در آن میافتد، به لطف اندی به مرور جای قابلتحملی به نظر میرسد که حداقل هر از گاهی میتوان از سلولهایش بیرون آمد و در هوای روشن بیرون قدم زد، «مسیر سبز» درست همانطور که خود کینگ در کتابش توصیف میکند ما را به جلوی دروازهی جهنم میبرد. جایی که هر وقت دستگیرهی دوم صندلی الکتریکی برای اعدام مجرمان پایین آورده میشود، جهنم زیر پای اعدامیها باز میشود و آنها را به درون دنیای آتشینش میکشد.

«مسیر سبز» درست همانطور که خود کینگ در کتابش توصیف میکند ما را به جلوی دروازهی جهنم میبرد

انگار دارابونت و کینگ دارند با «مسیر سبز» تمام حرفهایی که دربارهی قدرت امید و جاودانگی زندگی در «شائوشنگ» زده بودند را نقض میکنند و میگویند هرچیزی که قبلا گفتیم را فراموش کنید. که امیدی برای رهایی وجود ندارد. که دنیا و آدمها آنقدر زشت و کثیف هستند که تک و توک انسانهای خوبی که باقی ماندهاند نیز دیر یا زود توسط تاریکیها بلعیده میشوند و آنها برخلاف اندی هیچ شانسی برای کندن یک تونل ندارند. که داستان فرار اندی از زندان شائوشنگ، قصهی خیالی آرامشبخشی برای آدمهای دنیای «مسیر سبز» است. خلاصه اگر تاکنون این دو فیلم را تماشا نکردهاید، بهتان پیشنهاد میکنم «شائوشنگ» را بعد از «مسیر سبز» تماشا کنید تا حداقل خاطرات اندی دوفریس تمام ضرباتی که از داستان تراژیکِ جان کافی خوردهاید را مثل یک حمام شستشو بدهد و در اعماق چاه فاضلاب غرق کند. اما اگر من بدبین هستم و «مسیر سبز» را به خاطر نگاه هولناکش دوست دارم به این معنی نیست که این فیلم واقعیتر و بهتر از «شائوشنگ» است. هوشمندی هر دو فیلم این است که مضمونشان را به بهترین شکل ممکن مورد بررسی قرار میدهند. اگر ایدهی مرکزی «شائوشنگ» مسئلهی شعاری «امیدواری» است و فیلم آن را طوری مورد کندو کاو قرار میدهد که ناامیدترین انسانها هم به این کلمه ایمان میآورند. «مسیر سبز» هم موفق میشود بخش ترسناک زندگی و طبیعتِ انسانها را بهطرز تکاندهندهای به تصویر بکشد.

معرفی چند کتاب و فیلم شاهکار ...

ما را در سایت معرفی چند کتاب و فیلم شاهکار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 19:18

صفحه بندی